پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۰

بهار روی تو بازار مشتری بشکست

فریب چشم تو ناموس سامری بشکست

رخ تو پردهٔ دیبای ششتری بدرید

لب تو نامزد قند عسکری بشکست

قد تو هوش جهانی بچابکی بربود

خط تو توبهٔ خلقی بدلبری بشکست

چو حسن روی تو آوازه در جهان افکند

دل فرشته و هنگامهٔ پری بشکست

چو شام زلف تو مشاطه از قمر برداشت

رخ تو رونق خورشید خاوری بشکست

دلم ببتکده می‌رفت پیش ازین لیکن

خلیل ما همه بتهای آزری بشکست

چو برگ نسترن از شاخ ضیمران بنمود

بعشوه گوشهٔ بادام عبهری بشکست

ببرد گوی ز مه‌طلعتان دور قمر

چو بر قمر سر چوگان عنبری بشکست

بنوک ناوک آه سحرگهی خواجو

طلسم گنبد نه طاق چنبری بشکست

زبسکه می کند از دیده سیم پالائی

بچهره قیمت بازار زرگری بشکست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۲تا کی ندهی داد من ای داد ز دستت
  2. شمارهٔ ۷۳جانم از غم بلب رسیده ی تست
  3. شمارهٔ ۷۴ترا که موی میان هم وجود و هم عدمست
  4. شمارهٔ ۷۵ز عشق غمزه و ابروی آن صنم پیوست
  5. شمارهٔ ۷۶آنچه نماز زنده دلان جز نیاز نیست
  6. شمارهٔ ۷۷این چنین صورت گر از آب و گلست
  7. شمارهٔ ۷۸رخش با آب و آتش در نقابست
  8. شمارهٔ ۷۹گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.