پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۷

این چنین صورت گر از آب و گلست

چون بمعنی بنگری جان و دلست

نرگسش خونخواره ئی بس دلرباست

سنبلش شوریده ئی بس پردلست

هندوی زلفش سیه کاری قویست

زنگی خالش سیاهی مقبلست

هرچه گفتم جز ثنایش ضایعست

هرچه جستم جز رضایش باطلست

تا برفت از چشم من بیرون نرفت

زانک بر آب روانش منزلست

خاطرم با یار و دل با کاروان

دیده بر راه و نظر بر محملست

دل کجا آرام گیرد در برم

چون مرا آرام دل مستعجلست

می روم افتان و خیزان در پیش

گرچه ز آب دیده پایم در گِلست

من میان بحر بی پایان غریق

آنکه عیبم می کند بر ساحلست

دوستان گویند خواجو صبر کن

چون کنم کز جان صبوری مشکلست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۷۹گره ی زلف بهم برزده کاین مشک تتارست
  2. شمارهٔ ۸۰ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
  3. شمارهٔ ۸۱شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشست
  4. شمارهٔ ۸۲ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفته‌ست
  5. شمارهٔ ۸۳ای من زدو چشم نیم مستت مست
  6. شمارهٔ ۸۴چو از برگ گلشن سنبل دمیده‌ست
  7. شمارهٔ ۸۵آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
  8. شمارهٔ ۸۶اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.