پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۷۸

رخش با آب و آتش در نقابست

لبش با آتش اندر عین آبست

شکنج طرّه اش بر چهره گوئی

که از شب سایبان بر آفتابست

لب شیرین او یا جان شیرین

خط مشکین او یا مشگ نابست

عقیقش کاتش او آب لعلست

عذارش کاب او آتش نقابست

شکر در اهتمام پر طوطیست

قمر در سایه ی پر غرابست

ز چشمش فتنه بیدارست و چشمش

چو بختم روز و شب در عین خوابست

عقیق اشک من در جام یاقوت

شراب لعل یا لعل مذابست

سرانگشت نگارینت نگارا

بخون جان مشتاقان خضابست

اگر شورم کنی ور تلخ گوئی

چو طوطی شکّرست شیرین جوابست

تن خواجو نگر در مهر رویت

که چون تار قصب بر ماهتابست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۰ایکه از دفتر حسنت مه تابان بابیست
  2. شمارهٔ ۸۱شکنج زلف سیاه تو بر سمن چه خوشست
  3. شمارهٔ ۸۲ایکه زلف سیهت بر گل روی آشفته‌ست
  4. شمارهٔ ۸۳ای من زدو چشم نیم مستت مست
  5. شمارهٔ ۸۴چو از برگ گلشن سنبل دمیده‌ست
  6. شمارهٔ ۸۵آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
  7. شمارهٔ ۸۶اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
  8. شمارهٔ ۸۷بتی که طرّه او مجمع پریشانیست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.