پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۳

ای من زدو چشم نیم مستت مست

وزدست تو رفته عقل و دین از دست

بنشین که نسیم صبحدم برخاست

برخیز که نوبت سحر بنشست

با روی تو رونق قمر گُم شد

وز لعل تو قیمت شکر بشکست

گوئی در فتنه و بلا بگشود

نقّاش ازل که نقش رویت بست

برداشت دل شکسته از من دل

وندر سر زلف دلکشت پیوست

از لعل تو یکزمان شکیبم نیست

بی باده کجا قرار گیرد مست

در عشق تو ز آب دیده خواجو را

آخر بر هر کس آبروئی هست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۵آنزمان مهر تو می جست که پیمان می بست
  2. شمارهٔ ۸۶اهل دل را از لب شیرین جانان چاره نیست
  3. شمارهٔ ۸۷بتی که طرّه او مجمع پریشانیست
  4. شمارهٔ ۸۸هیچ روئی نیست کز چرخ سیه رو زرد نیست
  5. شمارهٔ ۸۹مرا یاقوت او قوت روانست
  6. شمارهٔ ۹۰دلم با مردم چشمت چنانست
  7. شمارهٔ ۹۱گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
  8. شمارهٔ ۹۲با منت کینه و با جمله صفاست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.