پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۸۷

بتی که طرّه او مجمع پریشانیست

لب شکر شکنش گوهر بدخشانیست

بعکس روی چو مه قبله مسیحائیست

بکفر زلف سیه فتنه ی مسلمانیست

مرا که ناوک مژگانش از جگر بگذشت

عجیب مدار که اشکم چو لعل پیکانیست

خطی که مردم چشمم نبشته است چو آب

محققست که او ابن مقله ثانیست

دل شکسته که مجذوب سالکش خوانند

ز کفر زلف بتان در حجاب ظلمانیست

نظر بعین طبیعت مکن که از خوبان

مراد اهل نظر اتّصال روحانیست

پری رخا چکنم گر نخوانمت شب و روز

چرا که چاره ی دیوانگان پری خوانیست

بیا که جان عزیزم فدای لعل لبت

که با لب تو دلم را محبّتی جا نیست

تو شاه کشور حسنی و حاجبت ابرو

ولی خموش که بس حاجبی به پیشانیست

چنین که می کند از قامت تو آزادی

کمینه بنده قدّ تو سرو بستانیست

مپوش چهره که از طلعت تو خواجو را

غرض مطالعه ی سرّ صنع یزدانیست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۸۹مرا یاقوت او قوت روانست
  2. شمارهٔ ۹۰دلم با مردم چشمت چنانست
  3. شمارهٔ ۹۱گفتم که چرا صورتت از دیده نهانست
  4. شمارهٔ ۹۲با منت کینه و با جمله صفاست
  5. شمارهٔ ۹۳سپیده دم که جهان بوی نوبهار گرفت
  6. شمارهٔ ۹۴گر از جور جانان ننالی رواست
  7. شمارهٔ ۹۵آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست
  8. شمارهٔ ۹۶ایکه لبت آب شکر ریختست
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.