پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۵

آن ترک پریچهره مگر لعبت چینست

یا ماه شب چارده بر روی زمینست

در ابر سیه شعشعه ی بدر منیرست

یا در شکن کاکل او نور جبینست

آن ماه تمامست که بر گوشه بامست

یا شاه سپهرست که بر چرخ برینست

گویند که زیباست بغایت مه نخشب

لیکن نتوان گفت که زیباتر از اینست

آن لعل گهرپوش مگر چشمه ی نوشست

یا درج عقیقست که بر دُرَّ ثمینست

هر چند نمک چون شکرت شور جهانیست

لیکن لب لعلت نمکی بس شکرینست

این نکهت مشکین نفس باد بهارست

یا چین سر زلف تو یا نافه ی چینست

بالای بلندت که ازو کار تو بالاست

بالاش نگویم که بلای دل و دینست

خواجو اگرش تیغ زنی روی نپیچد

زیرا که تو سلطانی و او ملک یمینست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۷ابروی تو طاق است که پیوسته هلالست
  2. شمارهٔ ۹۸گل بستان خرد لفظ دلارای منست
  3. شمارهٔ ۹۹زلف لیلی‌صفتت دام دل مجنون است
  4. شمارهٔ ۱۰۰دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
  5. شمارهٔ ۱۰۱هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
  6. شمارهٔ ۱۰۲کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  7. شمارهٔ ۱۰۳میانش موئی و شیرین دهان هیچ
  8. شمارهٔ ۱۰۴حیات‌بخش بُود باده خاصه وقت صبوح
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.