پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۹۴

گر از جور جانان ننالی رواست

که دردی که از دوست باشد دواست

چه بویست کارام دل می برد

مگر بوی زلف دلارام ماست

عجب دارم از جعد مشکین او

که با اوست دایم پریشان چراست

نه تنها بدامش نهم پای بند

بهر تار مویش دلی مبتلاست

تو گوئی که صد فتنه بیدار شد

چو جادویش از خواب مستی بخاست

بتا بیش ازین قصد آزار من

مکن زانک هر نیک و بد را جز است

گدائی چو خواجو چه قدرش بود

که در خیل خوبان سلیمان گداست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۹۶ایکه لبت آب شکر ریختست
  2. شمارهٔ ۹۷ابروی تو طاق است که پیوسته هلالست
  3. شمارهٔ ۹۸گل بستان خرد لفظ دلارای منست
  4. شمارهٔ ۹۹زلف لیلی‌صفتت دام دل مجنون است
  5. شمارهٔ ۱۰۰دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست
  6. شمارهٔ ۱۰۱هیچ می دانی چرا اشکم ز چشم افتاده است
  7. شمارهٔ ۱۰۲کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  8. شمارهٔ ۱۰۳میانش موئی و شیرین دهان هیچ
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.