پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۰

دیشب درآمد از درم آن ماه چهره مست

مانند دسته ی گل و گلدسته ئی بدست

خطّش نبات و پسته ی شکّر شکن شکر

سروش بلند و سنبل پرتاب و پیچ مست

زلف سیاه سرکش هندوش داده عرض

در چین هزار کافر زنگی بُت پرست

از دیده محو کرد مرا هر چه هست و نیست

سودای آن عقیق گهرپوش نیست هست

در بست راه عقل چو آن بُت قبا گشود

بگشود کار حسن چو آن مه کمر ببست

در مشگ می فکند بفندق شکنج و تاب

وز ناز و عشوه گوشه ی بادام می شکست

پر کرد جامی از می گلگون و درکشید

وانگه ببست بند بغلطان و بر نشست

گفتم زکوة لعل دُر افشان نمی دهی

یاقوت روح پرور شیرین بدُر بخست

گفتم ز پیش تیر تو خواجو کجا جهد

گفتا ز نوک ناوک ما هیچکس نرست

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۲کار ما بی قد زیبات نمی آید راست
  2. شمارهٔ ۱۰۳میانش موئی و شیرین دهان هیچ
  3. شمارهٔ ۱۰۴حیات‌بخش بُود باده خاصه وقت صبوح
  4. شمارهٔ ۱۰۵بنوش لعل مذاب از زمرّدین اقداح
  5. شمارهٔ ۱۰۶سپیده دم که صبا دامن سمن بدرد
  6. شمارهٔ ۱۰۷هر کرا یار یار می افتد
  7. شمارهٔ ۱۰۸چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
  8. شمارهٔ ۱۰۹کسی کو دل بر جانان ندارد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.