پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۶

سپیده دم که صبا دامن سمن بدرد

ز مهر روی تو گل جیب پیرهن بدرد

اگر ز پسته ی تنگ تو دم زند غنچه

نسیم باد صبا در دمش دهن بدرد

چو در محاوره آید لب گهربارت

عقیق پیرهن لعل بر بدن بدرد

ز وصف کوی تو گر شمه ئی نسیم بهار

بباغ عرضه دهد زهره ی چمن بدرد

اگر ز مهر تو یکذرّه بر سپهر افتد

عروس قصر فلک ستر خویشتن بدرد

مگر ز پرده نیاید نگار من بیرون

وگرنه پرده ی ناموس مرد و زن بدرد

اگر ز غیرت بلبل صبا خبر یابد

شگفت باشد اگر شقّه ی سمن بدرد

گهی که پرده برافتد ز طلعت شیرین

زمانه پرده ی فرهاد کوهکن بدرد

بروز حشر چو بوی تو بشنود خواجو

ز خاک مست برون افتد و کفن بدرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۸چه کسانند که در قصد دل ریش کسانند
  2. شمارهٔ ۱۰۹کسی کو دل بر جانان ندارد
  3. شمارهٔ ۱۱۰نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
  4. شمارهٔ ۱۱۱ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
  5. شمارهٔ ۱۱۲ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
  6. شمارهٔ ۱۱۳ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند
  7. شمارهٔ ۱۱۴ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
  8. شمارهٔ ۱۱۵یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.