پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۰۷

هر کرا یار یار می افتد

مقبل و بختیار می افتد

ای بسا دُر که از محیط سرشک

هر دمم در کنار می افتد

عقرب او چو حلقه می گردد

تاب در جان مار می افتد

شام زلفش چو می رود در چین

شور در زنگبار می افتد

گر نه مستست جادوش ز چه روی

بر یمین و یسار می افتد

گل صد برگ را دگر در دام

همچو بلبل هزار می افتد

در چمن ز آب چشمه ی چشمم

سیل در جویبار می افتد

چون خیال تو می کنم تحریر

بخیه بر روی کار می افتد

دلم از شوق چشم سر مستت

دم بدم در خمار می افتد

رحم بر آن پیاده کو هر دم

در کمند سوار می افتد

هر که او خوار می فتد خواجو

همچو ما باده خوار می افتد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۰۹کسی کو دل بر جانان ندارد
  2. شمارهٔ ۱۱۰نقش رویت بچه رو از دل پر خون برود
  3. شمارهٔ ۱۱۱ماه من مشک سیه در دامن گل می کند
  4. شمارهٔ ۱۱۲ز چشم مست تو آنها که آگهی دارند
  5. شمارهٔ ۱۱۳ما بر کنار و با تو کمر در میان بماند
  6. شمارهٔ ۱۱۴ماه من دوش سر از جیب ملاحت برکرد
  7. شمارهٔ ۱۱۵یارب این هدهد میمون ز کجا می آید
  8. شمارهٔ ۱۱۶کاروان ختنی مشک ختا می آرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.