پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۱۶

کاروان ختنی مشک ختا می آرد

یا صبا نکهت آن زلف دوتا می آرد

لاله دل در دم جانبخش سحر می بندد

غنچه جان پیشکش باد صبا می آرد

مرغ را گل باشارت چه سخن می گوید

باز هدهد چه بشارت ز سبا می آرد

می رسد قاصدی از راه و چنان می شنوم

که ز سلطان خبری سوی گدا می آرد

ای عزیزان چه بشیرست که از جانب مصر

مژده یوسف گمگشته ی ما می آرد

ظاهر آنست که مرغ دل مشتاقانرا

دانه ی خال تو در دام بلا می آرد

می گشاید مگر از نافه ی زلفت کارش

ورنه باد این دم مشکین ز کجا می آرد

هندوی پر دل شوریده که داری ز قفا

ای بسا دل که کشانت ز قفا می آرد

خواجو از قول مغنّی نشکیبد ز آنروی

هر زمان پرده سرا را بسرا می آرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۱۸گویی بت من چون ز شبستان بدر آید
  2. شمارهٔ ۱۱۹صوفی اگرش باده ی صافی نچشانند
  3. شمارهٔ ۱۲۰ترک من گوئی که بازش خاطر نخجیر بود
  4. شمارهٔ ۱۲۱کسی که پشت بر آن روی چون نگار کند
  5. شمارهٔ ۱۲۲صبح چون گلشن جمال تو دید
  6. شمارهٔ ۱۲۳یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد
  7. شمارهٔ ۱۲۴یارش نتوان گفت که از یار بنالد
  8. شمارهٔ ۱۲۵وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.