پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۳

یاد باد آنکو مرا هرگز نگوید یاد باد

کی رود از یادم آن کِش من نمی‌آیم به یاد

آه از آن پیمان شکن کاندیشه از آهم نکرد

داد از آن بیدادگر کز سرکشی دادم نداد

از حیای چشمه ی نوشش شد آب خضر آب

با نسیم خاک کویش هست باد صبح باد

نیکبخت آنکو ز شادی و نشاط آزاد شد

زانک تا من هستم از شادی نیم یک لحظه شاد

بنده ی آن سرو آزادم وگر نی راستی

مادر فطرت ز عالم بنده را آزاد زاد

در هوایش چون برآمد خسرو انجم ببام

ذره وار از مهر رخسارش ز روزن در فتاد

چون بدین کوتاه دستی دل برابرویش نهم

کاتش سوزنده را بر طاق نتوانم نهاد

برگشاد ناوکش دل بسته ایم از روی آنک

پای بندانرا ز شست نیکوان باشد گشاد

گفتمش دور از تو خواجو را که باشد همنفس

گفت باد صبحگاهی کافرین بر باد باد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۲۵وفات به بُود آنرا که در وفای تو نبود
  2. شمارهٔ ۱۲۶مردان این قدم را باید که سر نباشد
  3. شمارهٔ ۱۲۷دوش چون در شکن طرّه ی شب چین دادند
  4. شمارهٔ ۱۲۸باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود
  5. شمارهٔ ۱۲۹آنزمان کز من دلسوخته آثار نبود
  6. شمارهٔ ۱۳۰زهی لعل تو درّ درج منضود
  7. شمارهٔ ۱۳۱چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  8. شمارهٔ ۱۳۲خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.