پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۲۸

باش تا روی تو خورشید جهانتاب شود

بشکر خنده عقیقت شکر ناب شود

باش تا شمع خیال تو بهنگام صبوح

مجلس افروز سراپرده ی اصحاب شود

باش تا آهوی شیر افکن روبه بازت

همچو بخت من دلسوخته در خواب شود

باش تا آب حیاتی که خضر تشنه ی اوست

پیش سرچشمه ی نوشت ز حیا آب شود

باش تا از شب مه پوش قمر فرسایت

پرده ی ابر سیه مانع مهتاب شود

باش تا هر نفس از نکهت انفاس نسیم

حلقه ی زلف رسن تاب تو در تاب شود

باش تا از هوس ابروی و چشمت پیوست

زاهد گوشه نشین مست بمحراب شود

باش تا بیرخ گلگون و تن سیمینت

چشم صاحبنظران چشمه ی سیماب شود

باش تا در هوس لعل لبت خواجو را

درج خاطر همه پر لؤلؤی خوشاب شود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۰زهی لعل تو درّ درج منضود
  2. شمارهٔ ۱۳۱چون ترک من سپاه حبش برختن زند
  3. شمارهٔ ۱۳۲خدنگ غمزه ی جادو چو در کمان آرد
  4. شمارهٔ ۱۳۳پری رخان که به رخ رشک لعبت چینند
  5. شمارهٔ ۱۳۴در آن مجلس که جام عشق نوشتند
  6. شمارهٔ ۱۳۵سرّیست مرا با تو که اغیار نداند
  7. شمارهٔ ۱۳۶دلا سود عالم زیانی نیرزد
  8. شمارهٔ ۱۳۷لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.