پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۳۷

لب چو بگشود ز تنگ شکرم یاد آمد

چون سخن گفت ز درج گهرم یاد آمد

بجز از نرگس پر خواب و رخ چون خور او

تو مپندار که از خواب و خورم یاد آمد

هر سرشکی که ببارید ز چشمم شب هجر

بر زر از رشته ی لؤلؤی ترم یاد آمد

زلف شبرنگ چو از عارض زیبا برداشت

در شب تیره فروغ قمرم یاد آمد

قامت سرو خرامان چو تصوّر کردم

راستی از قد آن سیمبرم یاد آمد

نسبت قد بلند تو چو کردم با سرو

سخن مردم کوته نظرم یاد آمد

رخ و زلف و دهن تنگ تو چون کردم یاد

از گل و سنبل و تنگ شکرم یاد آمد

حسن رخسار تو زینگونه که عالم بگرفت

صدمه ی صیت شه دادگرم یاد آمد

خواجو از پرده ی عشاق چو برداشت نوا

صبحدم نغمه ی مرغ سحرم یاد آمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۳۹جز ناله کسی مونس و دمساز نیاید
  2. شمارهٔ ۱۴۰سنبلش غارت ایمان نکند چون نکند
  3. شمارهٔ ۱۴۱جان وطن بر در جانان چه کند گر نکند
  4. شمارهٔ ۱۴۲از باد صبا در سر زلفش چو خم افتد
  5. شمارهٔ ۱۴۳انکو بشکر ریزی شور از شکر انگیزد
  6. شمارهٔ ۱۴۴شبی با یار در خلوت مرا عیشی نهانی بود
  7. شمارهٔ ۱۴۵شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند
  8. شمارهٔ ۱۴۶ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.