پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۶

ترکم از غمزه چو ناوک بکمان درفکند

ای بسا فتنه که هر دم بجهان درفکند

کمر ار نکته ئی از وصف میانش گویم

خویشتن را بفضولی بمیان درفکند

گر در آن صورت زیبا نگرد صورتگر

قلم از حیرت رویش ز بنان درفکند

تا چرا نرگس مست تو بقصد دل من

هر دم از غمزه خدنگی بکمان درفکند

بشکر خنده درآ ورنه یقین می دانم

که دهان تو یقین را بگمان درفکند

باغبانرا چه تفاوت کند ار وقت سحر

بچمن بلبل شوریده فغان درفکند

قلم ار شرح دهد قصّه اندوه فراق

ظاهر آنست که آتش بزبان درفکند

نرگس مست تو از کنج صوامع هر دم

زاهدی را بخرابات مغان درفکند

خواجو از شوق لب لعل تو هنگام صبوح

بقدح اشک چو یاقوت روان درفکند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۸آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  2. شمارهٔ ۱۴۹چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  3. شمارهٔ ۱۵۰آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
  4. شمارهٔ ۱۵۱بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  5. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  6. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  7. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
  8. شمارهٔ ۱۵۵اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.