پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۵

شام خون آشام گیسو را اگر چین کرده اند

زلف پرچین را چرا بر صبح پرچین کرده اند

خال هندو را خطی از نیمروز آورده اند

چین گیسو را زرخ بتخانه ی چین کرده اند

گر ببخت شور من ابرو ترش کردند باز

عیش تلخم را بشکر خنده شیرین کرده اند

تا چه سحرست اینکه بر گل نقش مانی بسته اند

تا چه حالست این که بر مه خال مشکین کرده اند

آن خط عنبر شکن بر برگ گل دانی چراست

نافه مشکست کاندر جیب نسرین کرده اند

وان رخ گلرنگ و قد چون صنوبر گوئیا

گلستانی برفراز سرو سیمین کرده اند

مهرورزان ز اشتیاق طلعتش شب تا سحر

چشم شب پیمای را در ماه و پروین کرده اند

دردمندان محبت بر امید مرهمی

آستانش هر شبی تا روز بالین کرده اند

خسروان در آرزوی شکّرش فرهادوار

جان شیرین را فدای جان شیرین کرده اند

کفر زلفش چون بلای دین و دل شد زان سبب

همچو خواجو اهل دل ترک دل و دین کرده اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۴۷خورشید را ز مشک زره پوش کرده اند
  2. شمارهٔ ۱۴۸آن پریچهره که جور و ستم آئین دارد
  3. شمارهٔ ۱۴۹چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند
  4. شمارهٔ ۱۵۰آخر از سوز دل شبهای من یاد آورید
  5. شمارهٔ ۱۵۱بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  6. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  7. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  8. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.