پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۴۹

چو مطربان سحر آهنگ زیر و بام کنند

معاشران صبوحی هوای جام کنند

بیک کرشمه مکافات شیخ و شاب دهند

بنیم جرعه مراعات خاص و عام کنند

مرا بحلقه ی رندان درآورید مگر

بیک دو جام دگر کار من تمام کنند

خوشا بوقت سحر شاهدان عربده جوی

شراب بر کف و آغاز انتقام کنند

اگر نماند بمیخانه باده ی صافی

بگوی کز لب میگون دوست وام کنند

برآید از دل تنگم نوای نغمه ی زیر

چو بلبلان سحر خوان هوای بام کنند

بیا که پیش رخت ذره وار سجده کنم

چو آفتاب برآید مغان قیام کنند

مرا ز مصطبه بیرون فکند پیر مغان

که کنج میکده صاحبدلان مقام کنند

چو بیتو خون دلست اینک می خورد خواجو

چراش باده گساران شراب نام کنند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۱بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید
  2. شمارهٔ ۱۵۲دل مجروح مرا آگهی از جان دادند
  3. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  4. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
  5. شمارهٔ ۱۵۵اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
  6. شمارهٔ ۱۵۶دل من زحمت جان برنتابد
  7. شمارهٔ ۱۵۷مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  8. شمارهٔ ۱۵۸دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.