پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۵۱

بلبل دلشده از گل به چه رو باز آید

که دلش هر نفس از شوق به پرواز آید

آن که بگذشت و مرا در غم هجران بگذاشت

باز ناید و گر آید ز سر ناز آید

همدمی کو که برو عرضه کنم قصّه شوق

هم دل خسته مگر محرم این راز آید

از سر کوی تو هر مرغ که پرواز کند

جان من نعره زنان پیش رهش باز آید

هر نسیمی که از آن خطّه نیاید باد است

خنک آن باد که از جانب شیراز آید

ما دگر در دهن خلق فتادیم و لیک

چاره نبود زر اگر در دهن گاز آید

لاله رخساره به خون شوید و سیراب شود

سرو کوتاه کند دست و سرافراز آید

بلبلی را که بود برگ گلش در دم صبح

به جز از ناله شبگیر که دمساز آید

گر سگ کوی تو بر خاک من آواز دهد

جان من با سگ کوی تو به آواز آید

ور چو چنگم بزنی عین نوازش باشد

ساز بی ضرب محالست که بر ساز آید

بلبل دلشده گلبانگ زند خواجو را

که درین فصل کسی از گل و می باز آید

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۵۳بمهر روی تو در آفتاب نتوان دید
  2. شمارهٔ ۱۵۴عجب دارم گر او حالم نداند
  3. شمارهٔ ۱۵۵اگر دو چشم تو مست مدام خواهد بود
  4. شمارهٔ ۱۵۶دل من زحمت جان برنتابد
  5. شمارهٔ ۱۵۷مرا وقتی نگاری خرگهی بود
  6. شمارهٔ ۱۵۸دیگرانرا عیش و شادی گرچه در صحرا بود
  7. شمارهٔ ۱۵۹دلم دیده از دوستان برنگیرد
  8. شمارهٔ ۱۶۰این چه نامه ست که از کشور یار آوردند
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.