پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۰

این چه نامه ست که از کشور یار آوردند

وین چه نافه ست که از سوی تتار آوردند

مژده ی یوسف گمگشته بکنعان بردند

خبر یار سفر کرده بیار آوردند

دوستانرا زغم دوست امان بخشیدند

بوستانرا گل صد برگ ببار آوردند

بیدل غمزده را مژده ی دلبر دادند

بلبل دلشده را بوی بهار آوردند

نسخه ئی از پی تعویذ دل سوختگان

از سواد خط آن لاله عذار آوردند

نوش داروئی از آن لب که روان زنده ازوست

بمن خسته مجروح نزار آوردند

از خم سلسله ی طرّه لیلی تابی

از برای دل مجنون فگار آوردند

بزم شوریده دلانرا ز پی نقل صبوح

شکری از لب شیرین نگار آوردند

می فروشان عقیق لب او خواجو را

قدحی می ز پی دفع خمار آوردند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۲مهره ی مهر چو از حقّه مینا بنمود
  2. شمارهٔ ۱۶۳ماه فرو رفت و آفتاب برآمد
  3. شمارهٔ ۱۶۴چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  4. شمارهٔ ۱۶۵چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  5. شمارهٔ ۱۶۶عجب از قافله دارم که بدر می نشود
  6. شمارهٔ ۱۶۷این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند
  7. شمارهٔ ۱۶۸توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
  8. شمارهٔ ۱۶۹مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.