پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۲

مهره ی مهر چو از حقّه مینا بنمود

ماه من طلعت صبح از شب یلدا بنمود

گوشوار زرش از طرف بنا گوش چو سیم

گوئی از جرم قمر زهره ی زهرا بنمود

سرو را در چمن آواز قیامت بنشست

چون سهی سرو من آن قامت رعنا بنمود

صوفی از خرقه برون آمد و زنّار ببست

چون بت من گره ی زلف چلیپا بنمود

گفتمش مرغ دلم از چه بدام تو فتاد

دانه ی خال سیه بر رخ زیبا بنمود

غم سودای ترا شرح چه حاجت چو دلم

بر رخ زرد اثر سرّ سویدا بنمود

چشم جادوی تو چون دست برآورد بسحر

رخت از زلف چو ثعبان ید بیضا بنمود

بشکر خنده در احیای دل خسته دلان

لب جانبخش تو اعجاز مسیحا بنمود

چشم خواجو چو سر حقه ی گوهر بگشود

لعل ناب از صدف لؤلؤی لالا بنمود

شاهد مهوش طبعش بشکر گفتاری

ای بسا شور که از لعل شکرخا بنمود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۴چون صبا نکهت آن زلف پریشان آرد
  2. شمارهٔ ۱۶۵چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  3. شمارهٔ ۱۶۶عجب از قافله دارم که بدر می نشود
  4. شمارهٔ ۱۶۷این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند
  5. شمارهٔ ۱۶۸توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
  6. شمارهٔ ۱۶۹مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  7. شمارهٔ ۱۷۰شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
  8. شمارهٔ ۱۷۱وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.