پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۳

ماه فرو رفت و آفتاب برآمد

شاهد سرمست من ز خواب برآمد

نرگس مستانه چون ز خواب برانگیخت

ولوله از جان شیخ و شاب برآمد

پیش جمالش زرشک ماه فروشد

وز شکن زلفش آفتاب برآمد

صبحدم از لاله چون گلاله برافشاند

قرص مه از عنبرین حجاب برآمد

عکس رخش چون در آب چشم من افتاد

بوی گل و نفحه ی گلاب برآمد

مردم چشمم بآب نیل فروشد

کان خط نیلوفری ز آب برآمد

وقت صبوح از هوای مجلس عشّاق

زمزمه ی نغمه ی رباب برآمد

مجلسیانرا ز جام باده ی نوشین

کام دل خسته از شراب برآمد

خواجو از آن جعد عنبرین چو سخن راند

از نفسش بوی مشک ناب برآمد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۵چون برقع شبرنگ ز عارض بگشاید
  2. شمارهٔ ۱۶۶عجب از قافله دارم که بدر می نشود
  3. شمارهٔ ۱۶۷این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند
  4. شمارهٔ ۱۶۸توئی که لعل تو دست از عقیق کانی بُرد
  5. شمارهٔ ۱۶۹مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  6. شمارهٔ ۱۷۰شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
  7. شمارهٔ ۱۷۱وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
  8. شمارهٔ ۱۷۲مه را اگر از مشک زره پوش توان کرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.