پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۶۷

این دلبران که پرده به رخ درکشیده‌اند

هر یک به غمزه پردهٔ خَلقی دریده‌اند

از شیر و سلسبیل مگر در جوار قدس

اندر کنار رحمت حق پروریده‌اند

یا طوطیان روضهٔ خلدند گوئیا

کز آشیان عالم علوی پریده‌اند

از کلک نقشبند ازل بر بیاض مهر

آن نقطه‌های خال چه زیبا چکیده‌اند

گوئی مگر بتان تتارند کز ختا

از بهر دل ربودن مردم رسیده‌اند

بر طرف صبح سلسله از شام بسته‌اند

بر گرد ماه خطّ معنبر کشیده‌اند

کرّوبیان عالم بالا و ان یکاد

بر استوای قامت ایشان دمیده‌اند

صاحبدلان ز شوق مرقّع فکنده‌اند

بر آستان دیر مغان آرمیده‌اند

از بهر نرد درد غم عشق دلبران

بر سطح دل بساط الم گستریده‌اند

خواجو برو به چشم تأمل نگاه کن

بر اهل دل که گوشهٔ عزلت گزیده‌اند

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۶۹مرا ای بخت یاری کن چو یار از دست بیرون شد
  2. شمارهٔ ۱۷۰شکر تنگ تو تنگ شکر آمد
  3. شمارهٔ ۱۷۱وقت صبوح آنزمان که ماه بر آمد
  4. شمارهٔ ۱۷۲مه را اگر از مشک زره پوش توان کرد
  5. شمارهٔ ۱۷۳گل اندامی که گلگون می دواند
  6. شمارهٔ ۱۷۴اندم که نه شمع و نه لگن بود
  7. شمارهٔ ۱۷۵گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود
  8. شمارهٔ ۱۷۶چون طرّه عنبر شکنش در شکن افتد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.