پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۵

گر مرا بخت درین واقعه یاور نشود

چکنم صبر کنم گرچه میسر نشود

صورت حال من از زلف دلاویز بپرس

گر ترا از من دلسوخته باور نشود

شور عشق تو برم تا بقیامت در خاک

زانک گر سر بشود شور تو از سر نشود

هر درونی که درو آتش عشقی نبود

روشنست این همه کس را که منور نشود

مگرم نامزد زندگی از سر برود

که چو شمعم همه شب دود بسر بر نشود

دوستان عیب کنندم که بر آرم دم عشق

عود اگر دم نزند خانه معطّر نشود

خواجو از درد جدائی نبرد جان شب هجر

اگرش نقش تو در دیده مصوّر نشود

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۷۷ماجرائی که دل سوخته می پوشاند
  2. شمارهٔ ۱۷۸من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد
  3. شمارهٔ ۱۷۹چون خطّ تو گرد رخ گلرنگ بگیرد
  4. شمارهٔ ۱۸۰عید آمد و آن ماه دلافروز نیامد
  5. شمارهٔ ۱۸۱کسی را از تو کامی بر نیاید
  6. شمارهٔ ۱۸۲جان توجه بروی مهوش کرد
  7. شمارهٔ ۱۸۳سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند
  8. شمارهٔ ۱۸۴باز عزم شراب خواهم کرد
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.