پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۷۸

من خاک آن بادم که او بوی دلارام آورد

در آتشم ز آب رخش کاب رخ من می برد

آنکو لبش گاه سخن هم طوطی و هم شکرست

طوطی خطّش از چه رو پر بر شکر می گسترد

سرو از قد چون عرعرش گل پیش روی چون خورش

این دست بر سر می زند وان جامه بر تن می درد

من تحفه جان می آورم بهر نثار مقدمش

وان جان شیرین از جفا ما را بجان می آورد

زلف سیه کارش نگر و آن چشم خونخوارش نگر

کاین قصد جانم می کند وان خون جانم می خورد

هنگام تیر انداختن گر بر من آرد تاختن

در پای او سر باختن عاشق بجان و دل خرد

بگذشتی و بگذاشتی ما را و هیچ انگاشتی

جانا ز خشم و آشتی بگذر که این هم بگذرد

گه گه بچشم مرحمت بر ما نظر می کن ولی

سلطان ز کبر و سلطنت در هر گدائی ننگرد

زان سنبل عنبر شکن خواجو چو میراند سخن

می یابم از انفاس او بوئی که جان می پرورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۰عید آمد و آن ماه دلافروز نیامد
  2. شمارهٔ ۱۸۱کسی را از تو کامی بر نیاید
  3. شمارهٔ ۱۸۲جان توجه بروی مهوش کرد
  4. شمارهٔ ۱۸۳سوی دیرم نگذارند که غیرم دانند
  5. شمارهٔ ۱۸۴باز عزم شراب خواهم کرد
  6. شمارهٔ ۱۸۵چون سایبان آفتاب از مشک تاتاری کند
  7. شمارهٔ ۱۸۶گل نهالی ببوستان آورد
  8. شمارهٔ ۱۸۷دوش چون موکب سلطان خیالش برسید
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.