پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۸۶

گل نهالی ببوستان آورد

مرغ را باز در فغان آورد

سخنی بلبل از لبش می گفت

غنچه را آب در دهان آورد

نکهت نفحه ی شمامه ی صبح

مژده ی گل ببوستان آورد

دوستان را نسیم باد صبا

بوی انفاس دوستان آورد

نفس باد صبحدم چو مسیح

با تن خاک مرده جان آورد

هم عفا الله صبا که عاشق را

خبر یار مهربان آورد

درد خواجو بصبر به نشود

زانک با خویش از آن جهان آورد

لیک نومید نیست کاب حیات

از سیاهی برون توان آورد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۸۸چون سنبل تو سلسله بر ارغوان نهاد
  2. شمارهٔ ۱۸۹پیغام بلبلان به گلستان که می‌برد
  3. شمارهٔ ۱۹۰چه بادست اینکه می آید که بوی یار ما دارد
  4. شمارهٔ ۱۹۱خیمه ی نوروز بر صحرا زدند
  5. شمارهٔ ۱۹۲سبزه پیرامن سرچشمهٔ نوشش نگرید
  6. شمارهٔ ۱۹۳بر سر کوی تو اندیشه‌ی جان نتوان کرد
  7. شمارهٔ ۱۹۴ز حال بی خبرانت خبر نمی باشد
  8. شمارهٔ ۱۹۵ای نغمه ی خوشت دم داود را شعار
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.