پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۳

بر سر کوی تو اندیشه‌ی جان نتوان کرد

پیش لعلت صفت زاده‌ی کان نتوان کرد

مهر رخسار تو در دل نتوان داشت نهان

که به گِل، چشمه‌ی خورشید نهان نتوان کرد

از میانت سر موئی ز کمر پرسیدم

گفت کان نکته‌ی باریک، عیان نتوان کرد

با تو صد سال زبان قلم ار شرح دهد

شمه‌ای از غم عشق تو بیان نتوان کرد

نوشداروی من از لعل تو می‌فرمایند

به شکر گرچه دوای خفقان نتوان کرد

ناوک غمزه‌ات از جوشن جانم بگذشت

در صف معرکه اندیشه‌ی جان نتوان کرد

گر به تیغم بزنی از تو ننالم که ز دوست

زخم شمشیر توان خورد و فغان نتوان کرد

راستی گرچه به بالای تو می‌ماند سرو

نسبت قد تو با سرو روان نتوان کرد

خواجو از دور زمان آن‌چه تو را پیش آید

جز به دوران زمان فکرت آن نتوان کرد

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۵ای نغمه ی خوشت دم داود را شعار
  2. شمارهٔ ۱۹۶دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر
  3. شمارهٔ ۱۹۷ماه یا جنتست یا رخسار
  4. شمارهٔ ۱۹۸با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
  5. شمارهٔ ۱۹۹بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
  6. شمارهٔ ۲۰۰برافکن سایبان ظلمت از نور
  7. شمارهٔ ۲۰۱حبّذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
  8. شمارهٔ ۲۰۲دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.