پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۱۹۶

دامن خرگه برافکن ای بت کشمیر

سرو قباپوش و آفتاب جهانگیر

چهره ی خوب تو رشک لعبت نوشاد

نرگس مستت بلای جادوی کشمیر

نقش جمالت نگارخانه ی مانی

خطّ سیاه تو روزنامه ی تقدیر

ترک پری روی من ندانمت امروز

خاطر صحراست یا عزیمت نخجیر

خطّ کله برشکن گلاله برافشان

بند قبا برگشای و جام طرب گیر

از در خویشم مران که از خم گیسو

حلق دلم بسته ئی بحلقه ی زنجیر

درد و غم چون ز پا فکند چه درمان

کار دلم چون ز دست رفت چه تدبیر

کشتن عشّاق را چه حاجت شمشیر

قصّه ی مشتاق را چه حاجت تقریر

فصل بهاران نه ممکنست خموشی

بلبل شب خیز را ز ناله ی شبگیر

هر که فرو خواند عشق نامه ی خواجو

کرد پر از خون دیده طی طوامیر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۱۹۸با عقیق لب او لعل بدخشان کم گیر
  2. شمارهٔ ۱۹۹بیار باده که شب ظلمتست و شاهد نور
  3. شمارهٔ ۲۰۰برافکن سایبان ظلمت از نور
  4. شمارهٔ ۲۰۱حبّذا پای گل و صبحدم و فصل بهار
  5. شمارهٔ ۲۰۲دوری از ما مکن ای چشم بد از روی تو دور
  6. شمارهٔ ۲۰۳شمسه ی چین را طلوع از طرف بغتاقش نگر
  7. شمارهٔ ۲۰۴ما را ز پرده ی تو دل از پرده شد بدر
  8. شمارهٔ ۲۰۵منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.