پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۳

شمسه ی چین را طلوع از طرف بغتاقش نگر

چینیانرا بنده ی چین بغلتاقش نگر

آنک طاق افتاده است امروز در فرخار و چین

بی خطا پیوسته چین در ابروی طاقش نگر

چون هوای ملک دل بیند کز اینسان گرم شد

خیمه بر چشمم زند ییلاق و قشلاقش نگر

ظلم دریا ساق او عدلست و دشنام آفرین

رسم و آئینش ببین و عدل و یا ساقش نگر

آن مه بدعهد چندان شور بین در عهد او

وان بت قبچاق چندین فتنه در چاقش نگر

کرد خون کشته ی هجران بیک ره پایمال

ور نمی داری مسلّم نعل بشماقش نگر

راستی را گرچه هر نوبت مخالف می شود

از سپاهان تا حجاز آشوب عشّاقش نگر

این همه جور و جفا و مکر و دستانش ببین

و آنهمه پیمان و شرط و عهد و میثاقش نگر

نیمه مست از خیمه بیرون آید و گوید که هی

جان بده خواجو دلم گوید که شلتاقش نگر

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۰۵منم ز مهر رخت روی کرده در دیوار
  2. شمارهٔ ۲۰۶بیدلی گر دل ز دلبر بر نگیرد گو مگیر
  3. شمارهٔ ۲۰۷ایا صبا گرت افتد بکوی دوست گذار
  4. شمارهٔ ۲۰۸طرّه بفشان و مرا بیش پریشان مگذار
  5. شمارهٔ ۲۰۹مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار
  6. شمارهٔ ۲۱۰ای خوشا وصل یار و فصل بهار
  7. شمارهٔ ۲۱۱خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
  8. شمارهٔ ۲۱۲ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.