پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۰۹

مائیم و عشق و کنج خرابات و روی یار

ساقی ز جام لعل لبت باده ئی بیار

چون بر دوام دور زمان اعتماد نیست

این پنج روز غایت مقصود دل شمار

برخیز تا بعزم تفرّج برون رویم

زین تنگنای خانه بصحرای لاله زار

کز بوستان دمید چو بر خدّ دلبران

برگ بنفشه بر طرف سرو جویبار

بستان اگرچه جای نشاطست و خرّمی

خرّم مشو درو که زدوران روزگار

هر سنبلی ز زلف نگاریست لاله رخ

هر لاله ئی ز خون جوانیست شهریار

خواجو ز دور چرخ چو امروز فرصتست

دریاب جام باده ی صافی و روی یار

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۱خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز
  2. شمارهٔ ۲۱۲ای شده بر مه ز شبه مُهره ساز
  3. شمارهٔ ۲۱۳روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  4. شمارهٔ ۲۱۴بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  5. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  6. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  7. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
  8. شمارهٔ ۲۱۸دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.