پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۱

خادمه ی عود سوز مطربه ی عود ساز

شمع نه و عود سوز چنگ زن و عود ساز

صبح بر آمد ببام مرغ درآمد بزیر

صبح تبسّم نمای مرغ ترنّم نواز

مجلسیان سحر محرم اسرار عشق

خلوتیان صبوح غرقه ی دریای راز

قاتل مشتاق گو تیغ مکش در حرم

رهزن عشّاق گو چنگ مزن در حجاز

دلبر شیرین سخن بیش نماید عتاب

شاهد سیمین بدن بیش کند کبر و ناز

یار چو غمخوار گشت غم چه بُود غمگسار

بنده چو محمود شد شاه که باشد ایاز

صورت معنی کجا کشف شود برخرد

عشق حقیقی کرا دست دهد در مجاز

آن مه طوبی خرام گر بچمن بگذرد

سرو خرامان برد قامت او را نماز

خواجو اگر عاشقی از همه آزاد باش

زانک بآزادگی سرو بُود سرفراز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۳روز عیش و طرب و عید صیامست امروز
  2. شمارهٔ ۲۱۴بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز
  3. شمارهٔ ۲۱۵ای دل ار صحبت جانان طلبی جان درباز
  4. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  5. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
  6. شمارهٔ ۲۱۸دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
  7. شمارهٔ ۲۱۹ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
  8. شمارهٔ ۲۲۰یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.