پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۱۴

بگشا بشکر خنده لب لعل شکرریز

با پسته ی شیرین ز شکر شور برانگیز

تلخست مِی از دست حریفان تُرُش روی

در ده قدحی از لب شیرین شکر ریز

بنشست زباد سحری شمع شبستان

ای شمع شبستان من غمزده برخیز

بفشان گره طرّه ی مشکین پریشان

وز سنبل تر غالیه بر برگ سمن ریز

آن دل که بیک تیر نظر صید گرفتی

از سلسله ی سنبل شوریده در آویز

ای آب رخم برده از آن لعل چو آتش

وی خون دلم خورده بدان غمزه ی خونریز

گویند که پرهیز کن از مستی و رندی

با نرگس مستت چه زند توبه و پرهیز

فرهاد اگرش دست دهد دولت شاهی

بی شکّر شیرین چه کند ملکت پرویز

خواجو چه کنی ناله و فریاد جگر سوز

گُلرا چه غم از نعره ی مرغان سحرخیز

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۱۶در جهان قصّه حسن تو نشد فاش هنوز
  2. شمارهٔ ۲۱۷ز لعل عیسویان قصّه مسیحا پرس
  3. شمارهٔ ۲۱۸دگر وجود ندارد لطیفه ئی ز دهانش
  4. شمارهٔ ۲۱۹ای شبت غالیه آسا و مهت غالیه پوش
  5. شمارهٔ ۲۲۰یار ما را گر غمی از یار نبود گو مباش
  6. شمارهٔ ۲۲۱ای شب زلفت غالیه‌سا وی مه رویت غالیه‌پوش
  7. شمارهٔ ۲۲۲سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش
  8. شمارهٔ ۲۲۳مستم زدو چشم نیمه مستش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.