پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۲۲

سخنی گفتم و صد قول خطا کردم گوش

قدحی خوردم و صد نیش جفا کردم نوش

من همان لحظه که بر طلعتش افکندم چشم

گفتم این فتنه ندارد دل مسکینان گوش

چون ننالم که چو از پرده برون آید گل

نتواند که شود بلبل بیچاره خموش

با چنین شرطه ازین ورطه برون نتوان شد

خاصه کشتی خلل آورده و دریا در جوش

آخر ای باده پرستان ره میخانه کجاست

تا کنم دلق مرقّع گرو باده فروش

یا رب آن می ز کجا بود که دوش آوردند

که چنان مست ببردند مرا دوش بدوش

چون کشم بار فراق تو بدین طاقت و صبر

چون دهم شرح جفای تو بدین دانش و هوش

حلقه ی زلف رسن تاب گرهگیر ترا

شد دل خسته ی سرگشته ی من حلقه بگوش

اگرت پیرهن صبر قبا شد خواجو

دامن یار بدست آر و ز اغیار بپوش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۲۴گرچه تنگ است دلم چون دهن خندانش
  2. شمارهٔ ۲۲۵کارم از بی سیمی ار چون زر نباشد گو مباش
  3. شمارهٔ ۲۲۶ترک خنجرکش لشکر شکن ترلک پوش
  4. شمارهٔ ۲۲۷مبرید نام عنبر بر زلف چون کمندش
  5. شمارهٔ ۲۲۸الوداع ای دلبر نامهربان بدرود باش
  6. شمارهٔ ۲۲۹بیرون ز کمر هیچ ندیدم ز میانش
  7. شمارهٔ ۲۳۰رقیب اگر بجفا باز دارم ز درش
  8. شمارهٔ ۲۳۱چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.