پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۱

چو جام لعل تو نوشم کجا بماند هوش

چو مست چشم تو گردم مرا که دارد گوش

منم غلام تو ور زانک از من آزادی

مرا بکوزه کشان شرابخانه فروش

ببوی آنک زخمخانه کوزه ئی یابم

روم سبوی خراباتیان کشم بر دوش

ز شوق لعل تو سقّای کوی میخواران

بدیده آب زند آستان باده فروش

مرا مگوی که خاموش باش و دم درکش

که در چمن نتوان گفت مرغ را که خموش

اگر نشان تو جویم کدام صبر و قرار

وگر حدیث تو گویم کدام طاقت و هوش

مکن نصیحت و از من مدار چشم صلاح

که من بقول نصیحت کنان ندارم گوش

شراب پخته بخامان دل فسرده دهید

که باده آتش تیزست و پختگان در جوش

نعیم روضه ی رضوان بذوق آن نرسد

که یار نوش کند باده و تو گوئی نوش

مرا چو خلعت سلطان عشق می دادند

ندا زدند که خواجو خموش باش و بپوش

میسّرم نشود خامشی که در بستان

نوای بلبل مست از ترّنمست و خروش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۳آنک جز نام نیابند نشان از دهنش
  2. شمارهٔ ۲۳۴حسد از هیچ ندارم مگر از پیرهنش
  3. شمارهٔ ۲۳۵سرو را پای بگل می رود از رفتارش
  4. شمارهٔ ۲۳۶آن ماه بین که فتنه شود مهر انورش
  5. شمارهٔ ۲۳۷گلزار جنتست رخ حور پیکرش
  6. شمارهٔ ۲۳۸ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
  7. شمارهٔ ۲۳۹ای دو چشم خوش پُر خواب تو در خوابی خوش
  8. شمارهٔ ۲۴۰به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.