پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۳۵

سرو را پای بگل می رود از رفتارش

واب شیرین ز عقیق لب شکربارش

راهب دیر که خورشید پرستش خوانند

نیست جز حلقه ی گیسوی بتم زنارش

هرکرا عقل درین راه مربّی باشد

لاجرم در حرم عشق نباشد بارش

قرص خورشید ز روی تو بجائی ماند

ورنه هر روز کجا گرم شود بازارش

سر زلف تو ندانم چه سیه کاری کرد

که بدینگونه تو در پای فکندی کارش

دلم از زلف تو چون یک سر مو خالی نیست

همچو آن سنبل شوریده فرومگذارش

یادگار من دلخسته مسکین با تو

آن دل شیفته حالست نکو میدارش

باغبانرا چه تفاوت کند ار بلبل مست

بسراید سحری بر طرف گلزارش

گوش کن نغمه خواجو که شکر می شکند

طوطی منطق شیرین شکر گفتارش

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۳۷گلزار جنتست رخ حور پیکرش
  2. شمارهٔ ۲۳۸ای حلقه زده افعی مشکین تو بر دوش
  3. شمارهٔ ۲۳۹ای دو چشم خوش پُر خواب تو در خوابی خوش
  4. شمارهٔ ۲۴۰به بزمگاه صبوحی کنون به مجلس خاص
  5. شمارهٔ ۲۴۱بده آن راح روان بخش که در مجلس خاص
  6. شمارهٔ ۲۴۲طفل بود در نظر پیر عشق
  7. شمارهٔ ۲۴۳ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق
  8. شمارهٔ ۲۴۴چو حرفی بخوانی ز طومار عشق
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.