پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۳

ای برده عارضت بلطافت ز مه سبق

دل غرق خون دیده ز مهر رخت شفق

خورشید بر زمین زده پیش رخت کلاه

ریحان در آب شسته ز شرم خطت ورق

دینار جسته از زر رخسار من طلا

وانگاه از درست رخم کرده سکّه دق

اشک منست یا می گلرنگ در قدح

یا روی تست یا گل خود روی بر طبق

مه را بهیچ وجه نگویم که مثل تست

با جبهه ی پر آبله و روی پر بهق

دانی که چیست قطره باران نوبهار

ابر از حیای دیده ی ما می کند عرق

من بعد ازین دیار بکشتی گذر کنند

ما را گر آب دیده بماند برین نسق

پیوسته بی تو مردم بحرین چشم من

در باب آب دیده روان می کند سبق

خواجو خرد که واضع قانون حکمتست

در پیش منطق تو نیارد زدن نطق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۵باز بر افراختیم رایت سلطان عشق
  2. شمارهٔ ۲۴۶سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
  3. شمارهٔ ۲۴۷دیدم از دور بُتی کاکلکش مشکینک
  4. شمارهٔ ۲۴۸نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک
  5. شمارهٔ ۲۴۹وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک
  6. شمارهٔ ۲۵۰ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ
  7. شمارهٔ ۲۵۱زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  8. شمارهٔ ۲۵۲ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.