پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۴

چو حرفی بخوانی ز طومار عشق

شود منکشف بر تو اسرار عشق

بیار آب حسرت که جز سیم اشک

روان نیست نقدی ببازار عشق

نشانم ز کنج صوامع مجوی

که شد منزلم کوی خمّار عشق

تلف گشت عمرم در ایام مهر

بدل گشت دلقم بزنّار عشق

بیا تا چو بلبل بهنگام صبح

بنالیم بر طرف گلزار عشق

کسانی که روزی نگشتند اسیر

چه دانند حال گرفتار عشق

بخوانی سواد سویدای دل

اگر بر تو خوانند طومار عشق

مکن عیب خواجو که ارباب عقل

نباشند واقف بر اطوار عشق

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۴۶سِری بالعِیس أصحابی وَلی فی العیس مَعشوق
  2. شمارهٔ ۲۴۷دیدم از دور بُتی کاکلکش مشکینک
  3. شمارهٔ ۲۴۸نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک
  4. شمارهٔ ۲۴۹وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک
  5. شمارهٔ ۲۵۰ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ
  6. شمارهٔ ۲۵۱زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  7. شمارهٔ ۲۵۲ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
  8. شمارهٔ ۲۵۳رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.