پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۸

نکهت روضه ی خلدست که می بیزد مشک

یا از آن حلقه زلفست که می ریزد مشک

خیزد از چین سر زلف تو مشک ختنی

وین سخن نیست خطا زانکه ز چین خیزد مشک

خون شود نافه ی آهوی تتاری ز حسد

کان مه از گوشه ی خورشید در آویزد مشک

آن چه نعلست که لعل تو بر آتش دارد

وین چه حالست که خالت زمه انگیزد مشک

گر نخواهد که کشد گرد مهت گرد عبیر

از چه رو خطّ تو با غالیه آمیزد مشک

زلف عنبرشکن از روی تو سرمی پیچد

چکند ز آتش اگر زانک نپرهیزد مشک

همچو خواجو نکشد سر ز خطت مشک ختا

چون خط سبز تو بر برگ سمن بیزد مشک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۰ای روان از شکّر تنگ تو شکّر تنگ تنگ
  2. شمارهٔ ۲۵۱زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  3. شمارهٔ ۲۵۲ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
  4. شمارهٔ ۲۵۳رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  5. شمارهٔ ۲۵۴چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  6. شمارهٔ ۲۵۵ای ماه تو مهر انور دل
  7. شمارهٔ ۲۵۶زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  8. شمارهٔ ۲۵۷ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.