پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۴۹

وه چه شیرینست لعل اندرو پنهان نمک

کس نمی بینم که دارد در جهان چندان نمک

اندکی با چشمه ی نوشش بشیرینی شکر

گرچه دارد نسبتی لیکن ندارد آن نمک

می نماید خطّ مشک افشانش از عنبر مثال

می فشاند پسته ی خندانش از مرجان نمک

شد بدور سنبل مشکین او عنبر فراخ

گشت در عهد لب شیرین او ارزان نمک

لعل شکّر پاش گوهر پوش شورانگیز او

درج یاقوتست گوئی وندرو پنهان نمک

ای ز شکر خنده ات صد شور در جان شکر

وی ز شور شکّرت پیوسته در افغان نمک

بر دل بریان من تا کی نمک ریزد غمت

گرچه عیبی نیست ار ریزند بر بریان نمک

درد دل را دوش می جستم دوائی از لبت

گفت خواجو کی جراحت را بود درمان نمک

تا بود در چشمم آن لب خواب چون آید مرا

زانک گوئی دارم اندر دیده ی گریان نمک

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۱زهی زلفت شکسته نرخ سنبل
  2. شمارهٔ ۲۵۲ای دل من بسته در آن زنجیر سمن سا دل
  3. شمارهٔ ۲۵۳رحمتی گر نکند بر دلم آن سنگین دل
  4. شمارهٔ ۲۵۴چو هیچگونه ندارم بحضرت تو مجال
  5. شمارهٔ ۲۵۵ای ماه تو مهر انور دل
  6. شمارهٔ ۲۵۶زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال
  7. شمارهٔ ۲۵۷ای غم عشق تو آتش زده در خرمن دل
  8. شمارهٔ ۲۵۸گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.