پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۵۶

زهی ز باده ی لعلت در آتش آب زلال

یکی ز حلقه بگوشان حاجب تو هلال

ندای عشق چو در داد خال مشکینت

بگوش جان من آمد ز روضه بانگ بلال

تو کلک منشی تقدیر بین بدان خوبی

نهاده بر سر نون خط تو نقطه ی خال

چون در خیال خیال آید آن خیال چو موی

نرفت یکسر مو نقشش از خیال خیال

منال بلبل بیدل چو می شود حاصل

ترا بکام دل از بوستان عشق منال

اگر زکوی تو دورم نمی شوم نومید

چرا که مرد بهمّت بُود چو مرغ ببال

ترا حرام نباشد که خون ما ریزی

که هست پیش خداوند خون بنده حلال

چنان بچشمه ی نوش تو آرزومندم

که راه بادیه مستسقیان بآب زلال

زمن چه دید که هر دم که آید از کویت

چو باد بگذرد از پیش من نسیم شمال

رسانده ام بکمال از محبت تو سخن

اگرچه گفته ی خواجو کجا رسد بکمال

شب فراق بگفتیم ترک صبح امید

جزای آنکه نگفتیم شکر روز وصال

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۵۸گشت معلوم کنون قیمت ایام وصال
  2. شمارهٔ ۲۵۹دلم ربودی و رفتی ولی نمی روی از دل
  3. شمارهٔ ۲۶۰ای سواد خط تو شرح مصابیح جمال
  4. شمارهٔ ۲۶۱گر می کشندم ور می کشندم
  5. شمارهٔ ۲۶۲بزن بنوک خدنگم که پیش دست تو میرم
  6. شمارهٔ ۲۶۳روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  7. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  8. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.