پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۶۱

گر می کشندم ور می کشندم

گردن نهادم چون پای بندم

گفتم ز قیدش یابم رهائی

لیکن چو آهو سر در کمندم

سرو بلندم وقتی درآید

کز در درآید بخت بلندم

بر چشم پر خون چون ابر گریم

بر دور گردون چون برق خندم

پند لبیبان کی کار بندم

زیرا که سودی نبود ز پندم

جور تو سهلست ار می پسندی

لیکن ز دشمن ناید پسندم

گر خون بر آنی کز من برانی

از زخم تیغت نبود گزندم

صورت نبندم مثل تو در چین

زیرا که مثلت صورت نبندم

گفتی که خواجو در درد میرد

آری چه درمان چون دردمندم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۶۳روزی بسر کوی خرابات رسیدم
  2. شمارهٔ ۲۶۴ما بنظّاره ی رویت بجهان آمده ایم
  3. شمارهٔ ۲۶۵گر من خمار خود ز لب یار بشکنم
  4. شمارهٔ ۲۶۶ما حاصل از جهان غم دلبر گرفته ایم
  5. شمارهٔ ۲۶۷خوشا به مجلس شوریدگان درد آشام
  6. شمارهٔ ۲۶۸ای روی تو چشمه ی خور چشم
  7. شمارهٔ ۲۶۹ما مست می لعل روان پرور یاریم
  8. شمارهٔ ۲۷۰چو چشم مست تو می پرستم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.