پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۰

چو چشم مست تو می پرستم

چو دُرج لعل تو نیست هستم

بیار ساقی شراب باقی

که همچو چشم تو نیمه مستم

نه خرقه پوشم که باده نوشم

نه خود پرستم که می پرستم

چو می چشیدم ز خود برفتم

چو مست گشتم ز خود برستم

ز دست رفتم مرو بدستان

ز پا فتادم بگیر دستم

منم گدایت مطیع رایت

وگر تو گوئی که نیست هستم

مگو که خواجو چه عهد بستی

بگو که عهد تو کی شکستم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۲شمع بنشت زباد سحری خیز ندیم
  2. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  3. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  4. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  5. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  6. شمارهٔ ۲۷۷بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
  7. شمارهٔ ۲۷۸وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
  8. شمارهٔ ۲۷۹ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.