پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۱

ما سر بنهادیم و بسامان نرسیدیم

در درد بمردیم و بدرمان نرسیدیم

گفتند که جان در قدمش ریز و ببر جان

جان نیز بدادیم و بجانان نرسیدیم

گشتیم گدایان سر کویش و هرگز

در گِرد سراپرده ی سلطان نرسیدیم

چون سایه دویدیم بسر در عقبش لیک

در سایه ی آن سرو خرامان نرسیدیم

رفتیم که جان بر سر میدانش فشانیم

از سر بگذشتیم و بمیدان نرسیدیم

چون ذرّه سراسیمه شدیم از غم و روزی

در چشمه ی خورشید درفشان نرسیدیم

در تیرگی هجر بمردیم و ز لعلش

هرگز بلب چشمه ی حیوان نرسیدیم

ایوب صبوریم که از محنت کرمان

چون یوسف گمگشته بکنعان نرسیدیم

از زلف تو زنّار ببستیم و چو خواجو

در کفر بماندیم و بایمان نرسیدیم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۳نشان روی تو جستم به هر کجا که رسیدم
  2. شمارهٔ ۲۷۴رخشنده تر از مهر رخش ماه ندیدم
  3. شمارهٔ ۲۷۵از عمر چو این یک دو نفس بیش نداریم
  4. شمارهٔ ۲۷۶می درم جامه و از مدعیان می پوشم
  5. شمارهٔ ۲۷۷بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم
  6. شمارهٔ ۲۷۸وقتست کز ورای سراپرده ی عدم
  7. شمارهٔ ۲۷۹ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  8. شمارهٔ ۲۸۰نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.