پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۷

بدانک بوی تو آورد صبحدم بادم

وگرنه از چه سبب دل به باد می‌دادم

عنان باد نخواهم ز دست داد کنون

ولی چه سود که در دست نیست جز بادم

مرا حکایت آن مرغ زیرک آمد یاد

به پای خویش چو در دام عشقت افتادم

ز دست دیده دلم روز و شب به فریاد است

اگرچه من همه از دست دل به فریادم

مگر که سر بدهم ورنه من ز سر ننهم

امید وصل درین ره چو پای بنهادم

چو دجله گشت کنارم در آرزوی شبی

که باد صبحدم آرد نسیم بغدادم

گمان مبر که فراموش کردمت هیهات

ز پیشم ارچه برفتی نرفتی از یادم

مگر به گوش تو فریاد من رساند باد

وگرنه گر تو تویی کی رسی به فریادم

مگو که شیفته بر گلبنی شدی خواجو

که بی‌تو از گل و بلبل چو سوسن آزادم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۷۹ما نوای خویش را در بینوائی یافتیم
  2. شمارهٔ ۲۸۰نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
  3. شمارهٔ ۲۸۱من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  4. شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
  5. شمارهٔ ۲۸۳با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
  6. شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  7. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  8. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.