پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۷۸

وقتست کز ورای سراپرده ی عدم

سلطان گل بساحت بستان زند علم

دریا فکنده ذیل بغلتاق فستقی

هر دم عروس غنچه برون آید از حرم

از کلک نقشبند قضا در تحیرم

کز سبزه بر صحیفه ی بستان زند رقم

آثار صنع بین که بتأثیر نامیه

هر دم لطیفه ئی بوجود آید از عدم

صحن چمن ز زمزمه ی بلبل سحر

گردد پر از ترنّم زیر و نوای بم

باز آب چشمه تیره شود چشمه ی حیات

وز صحن باغ رشگ برد گلشن ارم

جعد بنفشه بین ز نسیم سحرگهی

همچون شکنج طرّه خوبان گرفته خم

گر در چمن بخنده درآید گل دوروی

باور مکن که او بدوروئیست متّهم

نرگس چو شوخ دیدگی از سر نمنهد

نازک دلست غنچه از آن می شود دژم

بیچاره لاله هست دلش در میان خون

گوئی ز دست باد صبا می برم ستم

بر سرو سوسن از چه زبان می کند دراز

آزاده راز طعن زبان آوران چه غم

خواجو چو سرو تا نکنی پیشه راستی

نتوان نهاد در ره آزادگی قدم

بخرام سوی باغ که چون لعل دلبران

عیسی دمت نکهت انفاس صبحدم

و اطراف بوستان شده از سبزه و بهار

همچون بساط مجلس فرمانده عجم

بر یاد بزم آصف جمشید مرتبت

بر کف نهاده لاله ی دلخسته جام جم

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۰نکنم حدیث شکّر چو لبت گزیدم
  2. شمارهٔ ۲۸۱من آن مرغ همایونم که باز چتر سلطانم
  3. شمارهٔ ۲۸۲رند و دردی کش و مستم چه توان کرد چو مستم
  4. شمارهٔ ۲۸۳با روی چون گلنارش از برگ سمن باز آمدم
  5. شمارهٔ ۲۸۴خیزید ای میخوارگان تا خیمه بر گردون زنیم
  6. شمارهٔ ۲۸۵خرّم آن روز که از خطّهٔ کرمان بروم
  7. شمارهٔ ۲۸۶ای نسیم سحری بوی بهارم برسان
  8. شمارهٔ ۲۸۷ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.