پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۸۷

ای رخت شمع بُت پرستان شمع برون بر از شبستان

بر لب جوی و طرف بستان داد مستان ز باده بستان

وی به رخ رشگ ماه و پروین به شکر خنده جان شیرین

روی خوب تو یا مهست این چین زلف تو یا شبست آن

هندوی بُت پرست پستت آهوی شیر گیر مستت

رفته از دست من ز دستت برده آرام من به دستان

شکّرت شور دلنوازان مارت آشوب مهره بازان

سنبلت دام سرفرازان دهنت کام تنگ دستان

کفرت ایمان پاک دینان قامتت سرو راست بنیان

کاکلت شام شب نشینان پسته‌ات نقل مِی پرستان

مه مطرب بزن ربابی بُت ساقی بده شرابی

که ندارم به هیچ بابی سر سرو و هوای بستان

تا کی از خویشتن پرستی بگذر از بند خویش و رستی

همچو خواجو سزد به مستی گر شوی خاک راه مستان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۸۹جان بده یا دگر اندیشه ی جانانه مکن
  2. شمارهٔ ۲۹۰چه خوش باشد میان لاله زاران
  3. شمارهٔ ۲۹۱دلا از جان زبان درکش که جانان
  4. شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  5. شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان
  6. شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
  7. شمارهٔ ۲۹۵بر اشکم کهربا آبیست روشن
  8. شمارهٔ ۲۹۶آن لب شیرین همچون جان شیرین
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.