پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۰

چه خوش باشد میان لاله زاران

برغم دشمنان با دوستداران

گرامی دار مرغان چمن را

الا ای باغبان در نوبهاران

نفیر عاشقان در کوی جانان

صفیر بلبلان بر شاخساران

بنالم هر شبی در آرزویش

چو کبکان دری بر کوهساران

قیامت آنزمان باشد به تحقیق

که از یاران جدا مانند یاران

مرا در حلقه ی رندان درآرید

که می پرهیزم از پرهیزگاران

ز زلف بیقرار و چشم مستش

نمی ماند قرار هوشیاران

خوش آمد قامتش در چشم خواجو

صنوبر خوش بُود بر جویباران

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۲۹۲چو چشم خفته بگشودی ببستی خواب بیداران
  2. شمارهٔ ۲۹۳زهی روی تو صبح شب نشینان
  3. شمارهٔ ۲۹۴ای سر زلف تو لیلی و جهانی مجنون
  4. شمارهٔ ۲۹۵بر اشکم کهربا آبیست روشن
  5. شمارهٔ ۲۹۶آن لب شیرین همچون جان شیرین
  6. شمارهٔ ۲۹۷نرگس مستت فتنه ی مستان
  7. شمارهٔ ۲۹۸ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان
  8. شمارهٔ ۲۹۹ای لب و گفتار تو کام دل و قوت جان
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.