پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۲۹۸

ای بت یاقوت لب وی مه نامهربان

شمع شبستان دل گلبن بستان جان

گاه صبوحست و جام وقت شباهنگ و بام

صبح دوم در طلوع مرغ سحر در فغان

مردم چشمم شبی تا بسحر پاس داشت

گرچه بر ایوان ماست هندوی شب پاسبان

ای مه آتش عذار آب چو آتش بیار

آتش رخ بر فروز و آتش ما را نشان

گر بگشائی نقاب شمع فلک گو متاب

ور بنوازی نوا مرغ سحر گو مخوان

خواجو اگر عاشقی حاجت گفتار نیست

گونه زردت بسست شرح غمت را بیان

گر بزبان آوری سوسن آزاده ئی

برخی آزاده ئی کو نبود ده زبان

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۰ای چشم می پرستت آشوب چشم بندان
  2. شمارهٔ ۳۰۱ای رخ تو قبله ی خورشید پرستان
  3. شمارهٔ ۳۰۲ببوستان می گل بوی لاله گون مستان
  4. شمارهٔ ۳۰۳در تابم از دو هندوی آتش پرستشان
  5. شمارهٔ ۳۰۴مرا ز هجر تو امّید زندگانی کو
  6. شمارهٔ ۳۰۵آب آتش می رود زان لعل آتش فام او
  7. شمارهٔ ۳۰۶خوشا کشته بر طرف میدان او
  8. شمارهٔ ۳۰۷صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.