پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۰۵

آب آتش می رود زان لعل آتش فام او

می برد آرامم از دل زلف بی آرام او

خط بخونم باز می گیرند و خونم می خورند

جاودان نرگس مخمور خون آشام او

حاصل عمرم در ایشام فراقش صرف شد

چون خلاص از عشق ممکن نیست در ایام او

گرچه عامی را چو من سلطان نیارد در نظر

همچنان امید می دارم بلطف عام او

کام فرهاد از لب شیرین چو بو سی بیش نیست

خسرو خوبان چه باشد گر بر آرد کام او

گر خداوندان عقلم نهی منکر می کنند

پیش ما نهیست الا گوش بر پیغام او

بلبلان از بوی گل مستند و ما از روی دوست

دیگران از ساغر ساقی و ما از جام او

نام نیک عاشقان چون در جهان بدنامی است

نیک نام آنکو ببدنامی برآید نام او

خواجو از دامش رهائی چون تواند جست از آنک

پای بند عشق را نبود نجات از دام او

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۰۷صبحست ساقیا می چون آفتاب کو
  2. شمارهٔ ۳۰۸ای طبیب دل ریش از سر بیمار مرو
  3. شمارهٔ ۳۰۹بساز چاره ی این دردمند بیچاره
  4. شمارهٔ ۳۱۰ای ملک دلم خراب کرده
  5. شمارهٔ ۳۱۱زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده
  6. شمارهٔ ۳۱۲ای روانم بلب لعل تو آورده پناه
  7. شمارهٔ ۳۱۳ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
  8. شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.