پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۱

زهی ربوده خیال تو خوابم از دیده

گشوده آتش مهر تو آبم از دیده

فروغ روی تو تا دیده‌ام ز زیر نقاب

نمی‌رود همه شب آفتابم از دیده

چو رنگ و بوی گل و سنبل تو کردم یاد

گلم زیاد برفت و گلابم از دیده

شب دراز ندانم دو چشم جادویت

چه سحر کرد که بربود خوابم از دیده

ز دست دیده و دل در عذاب می‌بودم

چو دل نماند کنون در عذابم از دیده

ندانم از من بیدل چه دید مَردمِ چشم

که ریخت خون دل درد یابم از دیده

بدیده دیده خون ریزم ار بریزد خون

چو درد و دیده توئی رخ نتابم از دیده

چه کیمیاست غمت جز خواص او خیزد

زرم ز چهره و سیم مذابم از دیده

بشد چو لعل تو بگشود درج لؤلؤ را

گهر ز خاطر و درّ خوشابم از دیده

گهی که جام صبوحی کشم بود حاصل

کبابم از دل ریش و شرابم از دیده

حدیث لعل تو خواجو چو در میان آورد

فتاد دانه‌ٔ یاقوت نابم از دیده

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۱۳ای خوشه چین سنبل پرچینت سنبله
  2. شمارهٔ ۳۱۴قدحی ده، ای بر آتش تتقی ز آب بسته
  3. شمارهٔ ۳۱۵برآمد ما هم از میدان سواره
  4. شمارهٔ ۳۱۶ای از گل رخسار تو خون در دل لاله
  5. شمارهٔ ۳۱۷این چه بویست ای صبا از مرغزار آورده ئی
  6. شمارهٔ ۳۱۸از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی
  7. شمارهٔ ۳۱۹من کیم زاری نزار افتاده ئی
  8. شمارهٔ ۳۲۰گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.