پرش به محتوای اصلی
خواجوی کرمانی خواجوی کرمانی

غزلیات

شمارهٔ ۳۱۸

از مشک سوده دام بر آتش نهاده ئی

یا جعد مشک فام بر آتش نهاده ئی

زلفت بر آب شست فکندست یا ز زلف

بر طرف دانه دام بر آتش نهاده ئی

بازم بطرّه از چه دلاویز می کنی

چون فلفلم مدام بر آتش نهاده ئی

زان لعل آبدار که همرنگ آتشست

نعلم علی الدّوام بر آتش نهاده ئی

هم فلفلست بر آتش و هم نعل تافتست

برنام من کدام بر آتش نهاده ئی

دلهای شیخ و شاب بخون درفکنده ئی

جانهای خاص و عام بر آتش نهاده ئی

از زلف مشکبوی تو مجلس معطّرست

گوئی که عود خام بر آتش نهاده ئی

آبی بر آتشم زن از آن آتش مذاب

کاب و گلم تمام بر آتش نهاده ئی

چون آبگون قدح ز می آتش نقاب شد

پنداشتم که جام بر آتش نهاده ئی

خواجو برو بآب خرابات غسل کن

گر رخت ننگ و نام بر آتش نهاده ئی

ادامه‌ی غزلیات

  1. شمارهٔ ۳۲۰گِرد ماه از مشک چنبر کرده ئی
  2. شمارهٔ ۳۲۱گرفتمت که بگیرم عنان مرکب تازی
  3. شمارهٔ ۳۲۲اگر تو عشق نبازی بعمر خویش چه نازی
  4. شمارهٔ ۳۲۳دلا تا طلعت سلمی نیابی
  5. شمارهٔ ۳۲۴ای سر زلف ترا پیشه سمن فرسائی
  6. شمارهٔ ۳۲۵چون نئی سرگشتهٔ چوگان چو گوی
  7. شمارهٔ ۳۲۶شبست و خلوت و مهتاب و ساغر ای بت ساقی
  8. شمارهٔ ۳۲۷گر آن مه در نظر بودی چه بودی؟
همه‌ی غزلیات ←

خواجوی کرمانی درباره‌ی خواجوی کرمانی

کمال الدین ابوالعطاء محمود بن علی بن محمود، معروف به خواجوی کرمانی از مشاهیر شعرا و عرفای قرن هفتم هجری است. وی در سال ۶۸۹ هجری قمری در کرمان متولد شد و در همانجا به تحصیل علوم و فنون متداول مشغول شد. سپس به سیر و سیاحت پرداخت، به زیارت کعبه رفت و بعدها نیز مدتی درتبریز و شیراز به سر برد. وی به غیر از دیوان قصاید و غزل...

زندگی‌نامه و دیوان کامل ←

متن شعر به نقل از گنجور.